تبليغاتX
خواهر و برادر

خواهر و برادر

SISTERANDBROTHER . BLOGFA . COM

عاشورا

 

هــــر دم به گوشـــم مي‏رســـد آواي زنگ قافـــله


اين قافـــله تا کربلا ديـــگر ندارد فاصـــله


يک زن ميـــان محملي انــــدر غـــم و تاب و تب اســـت


اين زن صدايـــش آشناســــت اي واي من اين زينب اســــت

 

 عشــــق يعنی تشنه‌ای خود نيــــز اگــــر ، واگــــذاری آب را بــــر تشنه‌تــــر! ...

 

  الـــسلام علیک یا اباعبــــــــــــــدالله الحسین

درختان ابـــــــر غم بر سر کشیدند

و مــــا هنـــوز چو مردابی اســـــیر خاک هستیم

آسمــــان از این پس خونیــــن دل است

فرزنــــــد رباب در تاب و تب اســــت

خدایا قــــــــــطره ای اشک ده قطره ای باران ....

آسمان ساکت است و در دنیایی از خجالت غرق .....

دشت بلا با دهانی نیمه باز شاهـــــــد است

و گواهـــش آسمانی کوره مانــــند است

چه بی حاصل به آسمان چشــــم دوختند

ولی افسوس هرگز انتظار رباب ......

 بار خدایا حسیـــــــــن  مظلوم است

دشت بلا مکان غم است و اندوه و ماتـــــــــم

خدایا زمین تاب کشیــــــــدن این مصیبت را ندارد

صبـــــــــر ده .....

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 14:7  توسط زهره  | 

یلدا

یلدا مبارک

+ نوشته شده در  شنبه سی ام آذر 1387ساعت 18:41  توسط نوید  | 

یه پست چند منظوره :)

سلامی دوباره خدمت همه دوستای خوبم

راستش چند وقتی بود حسابی دلم گرفته بود

آخه خیلی بچه ها کم لطف شده بودن و دیگه خبری از نظراشون نبود

خلاصه امروز تصمیم گرفتم به چند دلیل آپ کنم :

یک : اول اینکه تبریک بگم به همه عید دو روز پیش رو. سالروز ازدواج فرزند کعبه مولا علی(ع) و حضرت زهرا(س). البته باید همون روز تبریک می گفتم ولی به یه سری دلایل نشد و نتونستم

دو :  باز هم تبریک میگم... البته به این مناسبت که یکی از دوستای خوبمون ... آقا محمود قاطی مرغا شد و درست تو همون شبی که تو شماره (۱) مناسبتشو تبریک گفتم خانومش رو عقد کرد!

همینجا از طرف همه به هر دو شون تبریک میگم  و براشون از ته قلبم آرزوی خوشبختی و سلامتی میکنم

سه :  و در آخر اینکه لازم دونستم آپ کنم تا باز شاهد نظراتون باشم که آدمو دلگرم میکنه. حالا که فاصله ها زیاد شده و کمتر همدیگرو می بینیم حد اقل اینجا بتونیم با دوستامون دور هم باشیم و یه کمی دل تنگیامونو جبران کنیم

(من که واقعا دلم واسه همتون تنگ شده... دیشب بعد از مدت ها فرصتی پیش اومد تا با داداشی خوبم میلاد جون قدم بزنیم و ساعت ها حرف بزنیم... نمی دونید چقدر آرومم کرد... همینجا ازش تشکر میکنم)

( حالا که بحث تشکر پیش اومد یه تشکر حسابی هم از خانومی میکنم که دیروز حسابی خجالتم داد  و واسه تولدم سنگ تموم گذاشت )

همتونو دوست دارم و براتون آرزوی سلامتی می کنم

شاد باشید و پیروز - در پناه حضرت دوست

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 10:37  توسط نوید  | 

عجیب اما واقعی

چند وقتی بود در بخش مراقبت های ویژه یک بیمارستان معروف ، بیماران یک تخت بخصوص در حدود ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه جان می سپردند و این موضوع ربطی به نوع بیماری و شدت وضعف مرض آنان نداشت.
این مسئله باعث شگفتی پزشکان آن بخش شده بود به طوری که بعضی آن را با مسائل ماورای طبیعی و بعضی دیگر با خرافات و ارواح و اجنه و موارد دیگر در ارتباط می دانستند.کسی قادر به حل این مسئله نبود که چرا بیمار آن تخت درست در ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه می میرد.به همین دلیل گروهی از پزشکان متخصص بین المللی برای بررسی موضوع تشکیل جلسه دادند و پس از ساعت ها بحث و تبادل نظر بالاخره تصمیم بر این شد که در اولین یکشنبه ماه ، چند دقیقه قبل از ساعت ۱۱ در محل مذکور برای مشاهده این پدیده عجیب و غریب حاضر شوند.
در محل و ساعت موعود ، بعضی صلیب کوچکی در دست گرفته و در حال دعا بودند، بعضی دوربین فیلمبرداری با خود آورده و ...
دو دقیقه به ساعت ۱۱ مانده بود که « پوکی جانسون ‌» نظافتچی پاره وقت روزهای یکشنبه وارد اتاق شد. دوشاخه برق دستگاه حفظ حیات ( Life support system ) را از پریز برق درآورد و دوشاخه جاروبرقی خود را به پریز زد و مشغول کار شد ..!!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 11:45  توسط نوید  | 

این دیگه کیه ؟!

سلام به دوستای خوبم

دیگه پست قبلی یه جورایی بی روح شده بود. بهتر دیدم که پست جدیدی بذارم ولی ایده ای هنوز به ذهنم نرسیده.

فعلا برای دست گرمی حدس بزنین این عکس مال کیه.

خدایی خیلی خوشگل و خوشتیپه ...

من که دو روزی فکر کردم تا فهمیدم... ( شاید به خاطر خنگ بودنم باشه !!!  )

موفق باشید

حدس بزن !!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آبان 1387ساعت 10:23  توسط نوید  | 

sister and brother

عجله کنید.... می خوایم با هم مشاعره کنیم

البته با شعر خواننده ها

من قوانین مشاعره رو می گم . دیگه بقیه کار با شما... مثل همیشه بلاگفارو بترکونید.

قوانین :

  1. هر کس میاد یه تیکه از شعر یه خواننده رو می نویسه
  2. ترجیحا حرف اولش باید با حرف آخر شعر نفر قبل یکی باشه البته اگه نتونستید عیبی نداره
  3. اگه اسم خواننده رو میدونید حتما بگید
  4. کلیه سبک ها از جمله کلاسیک و پاپ و ... قابل قبوله
  5. هدف اصلیمون دور هم بودنه و هدف فرعی آشنایی با اشعار قشنگ خواننده ها. پس سعی کنید از شعر های توپ استفاده کنید و به نظر بقیه هم احترام بذارین

یه تشکر هم از طرف همه از جواد جون می کنم که این ایده رو داد

شاد باشید و پر انرژی

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت 10:46  توسط نوید  | 

آسانسور !!!

سلام به همه دوستان گلم

بنا به در خواست یکی از بچه ها آپ کردم تا هم به روز باشیم هم خنده روی لباتون بشینه.

حالا همه با هم بریم داخل آسانسور :

کارهایی که می شه تو آسانسور انجام داد:

وقتي در اسانسور بسته ميشه با صداي بلند بگين :نترسين.. نگران نباشين ..لازم نيست خونواده هاتون رو خبر کنين چند لحظه ديگه در باز ميشه

وقتي از آسانسور پياده ميشين دگمه همه طبقات رو بزنين…مخصوصا اگه يه عده هنوز تو آسانسور هستن

يه دوست خيالي تون رو جوري که انگار همراه شما هست به همه معرفي کنين و شروع کنين الکي باهاش حرف زدن

رو به ديوار آسانسور در حالي که پشت تون به همه هست بايستين…اگه شما نفر اولي باشيد که سوار شدين به احتمال زياد بقيه هم همين کارو ميکنن

يه دفه بگين : اي واي ..نه .. بارون گرفت… بعدش چترتون رو باز کنين

از همه آدرس اي- ميلشون رو بپرسين و بعد آدرس هاشون رو مسخره کنين

توي يه دستمال فين کنين سپس به بقيه نشون بدين

در کيفنون رو باز کنين و انگار يکي اون تو هست يواش بگين ..هواي کافي داري؟؟؟

هر کسي که وارد ميشه باهاش دست بدين و يه سلام عليک حسابي بکنين و بگين ميتو نه شما رو جنا ب تيمسار صدا کنه

هر از چند گاهي صداي گربه در بيارين

به يکي از مسافر ها خيره بشين بعد يه دفعه بگين ..ا وه تو که يکي از اون هايي…بعد تا ميتونين ازش فاصله بگيرين

يه عروسک خيمه شب بازي دستتون بکنين و با بقبه مسافر ها از طرف اون حرف بزنين

هر طبفه که ميرسين ..صداي دينگ در بيارين..بعد به يکي از مسافر ها بگين نوبت تو هست …خدا بيامرزتت

يه صندلي (تا شو) با خودتون بيارين يه دوربين با خودتون بيارين و از بقيه مسافر ها عکس بگيرين

البته اگه ديدين همون پايين تحويلتون دادن به بيمارستان از ما به دل نگيرين

 

شاد باشین و سربلند

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 19:21  توسط نوید  | 

بهترین چیز

 

میتوان با یک گلیم کهنه هم


روز را شب کرد و شب را روز کرد


می توان با هیچ ساخت


می توان صد بار هم


با لبی خندانتر از یک شاخه گل


مهربانی را، خدا را، عشق را تفسیر کرد


می توان بی رنگ بود


همچو آب چشمه ای پاک و روان


می توان در فکر باغ و دشت بود


عاشق گل دشت بود


می توان در دفتر فردا نوشت


خوبی از هر چیز دیگری بهتر است
...

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 19:53  توسط زهره  | 

فزت و رب الکعبه

سلام

شهادت حضرت علی (ع) رو به همه شیعیان تسلیت می گم

آن که با عالم بالا سر و سودا دارد

روزگاري است که ماوي به دل ما دارد

همه عمر دويديم پي اش بي حاصل

غافل از آن که درون دل ما جا دارد

کار هر کس نبود مرده دلي زنده کند

مگر آن کس دم جان بخش مسيحا دارد

عاشقي در طلب مال ومنالي نبود

عشق مجنون تهي دست تماشا دارد

همه بالند به هر چيزي و من مي بالم

به علي (ع) چون که تملک به سماها دارد

شب قدر است و سماوات همه غرق سرور

اين چنين شب چو تعلق به تولي دارد

شهد شيرين شهادت چو بدين گونه چشيد

جبرئيلش ز علي عجز و تمنا دارد

شب نازل شدن وحي و کرامات علي

هر دو هم در دل و هم ديده ما جا دارد

شعر از محمدرضا شريفي

هميشه خواب بهانه بيداريست اما اين بار بيداري را بهانه خواب مي کنيم. اين سه شب قدر از نويسنده تقدير مي خواهم که زيباترين ها را برايتان بنويسد. التماس دعا. يا حق...

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 4:21  توسط الهام  | 

ღღღقلبت را بگشاღღღ

 

 

یادمان باشد اگر بر فراز دل مان پرواز نکنیم، وسعت مهرورزی را باور نخواهیم کرد و زمانی که گذشته را

رها نمیکنیم، خود را به آغوش سرد تکرار میسپاریم

 

اگر نگاهی مهربانی نداشته باشیم، ناچاریم نهال تنهایی مان را با ریزش اشکهایمان آبیاری کنیم و این

 درد پنهانی را با آسیب های آشکاری که به دیگران وارد میکنیم، توجیه کنیم

 

و هنگامی که صادق نیستیم و هم چنان به افتخار باورهای نادرست خود را تشویق میکنیم، عریانی

تنهایی خویش را با تن پوش غرور و تکبر به روح خویش تحمیل میکنیم

 

یادمان باشد استفاده از فرصت ها، دلی نترس و قلبی عاشق میخواهد و نتیجه این آزمون رشد و

سرآغازی نو خواهد بود که در جست و جوی آن، فقط به مسیر خود چشم دوختیم و نه به راه

دیگران...........

 

باقی ماندن در دام رفتارهای ناخوشایند را با گام های تندی که از کنارت بی اعتنا و بی مهر میگذرند

 بشناس................

 

اگر قلبت را نگشای، اگر سکوت را به کلام مهر آمیز، و سکون را به حرکت در راه عشق ترجیح دهی،

رویاهات را در گذشته جا خواهی گذاشت و روانیست که آرزوهای تو، با آه و افسوس دم ساز شوند

 

رها شو.............

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 11:7  توسط الهام72  |